زندگي...!
زندگي يک آرزوي دور نيست؛
زندگي يک جست و جوي کور نيست![]()
زيستن در پيله پروانه چيست؟
زندگي کن ؛ زندگي افسانه نيست![]()
گوش کن ! دريا صدايت ميزند؛
هرچه ناپيدا صدايت ميزند ![]()
جنگل خاموش ميداند تو را؛
با صدايي سبز ميخواند تو را ![]()
زير باران آتشي در جان توست؛
قمري تنها پي دستان توست ![]()
پيله پروانه از دنيا جداست؛
زندگي يک مقصد بي انتهاست ![]()
هيچ جايي انتهاي راه نيست؛
اين تمامش ماجراي زندگيست..![]()




ای که با ناز نگاهت دلمو دیوونه کردی

پا گذاشتی توی سینه ام توی قلبم خونه کردی

ای که وقتی تو رو دیدم دل تنهام زیرو رو شد

با تو بودن تو رو داشتن واسه من یه آرزو شد

طفلی قلب عاشق من به خودش می گفت همیشه

آرزوی با تو بودن یه روزی راس راسی می شه

ولی آرزوم بزرگ بود تو به یاد من نبودی

من با تو بودم همیشه ولی تو با من نبودی

تا تو رد می شدی قلبم از تو سینه کنده می شد

می اومد پشت چشام و منتظر یه خنده می شد

تو که اخم می کردی سنگ دل قلب عاشقم می ترسید

همش از ترس جدایی حیوونی دلم می لرزید

من که عاشق تو بودم چرا عشقمو ندیدی

چرا قلب عاشقم رو تو به خاک و خون کشیدی


گفتم ای عشق بیا تا که بسازی مارا یا نه ویرانه کنی ساخته ی دنیا را گفتم ای عشق چه بر روز تو آمد امروز












حیف از امروزکه بی عشق به شب آمد



ای عشق کاش خورشید تو آغاز کند فردا را

دوستت دارم حتی اگر داشتن تو
رویایی بیش نباشد و سر انجام 
تو نصیب عاشقی دیگر شوی




عشق چیست؟
از استاد دینی پرسیدند عشق چیست؟ گفت:حرام است.
از استاد هندسه پرسیدند عشق چیست؟ گفت:نقطه ای که حول نقطه ی قلب جوان میگردد
از استاد تاریخ پرسیدن عشق چیست؟ گفت:سقوط سلسله ی قلب جوان
از استاد ادبیات پرسیدند عشق چیست؟ گفت : محبت الهیات است .
از استاد علوم پرسیدند عشق چیست؟ گفت : عشق تنها عنصری هست که بدون اکسیژن می سوزد
از استاد ریاضی پرسیدند عشق چیست؟ گفت : عشق تنها عددی هست که هرگز تنها نیست
از استاد فیزیک پرسیدند عشق چیست؟ گفت :عشق تنها آدم رباتی هست که قلب را به سوی
خود می کشد
از استاد انشا پرسیدند عشق چیست؟ گفت :عشق تنها موضوعی است که می توان توصیفش کرد
از استاد قرآن پرسیدند عشق چیست؟ گفت :عشق تنها آیه ای است که در هیچ سوره ای وجود ندارد
از استاد ورزش پرسیدند عشق چیست؟ گفت :عشق تنها توپی هست که هرگز اوت نمی شود
از استاد زبان فارسی پرسیدند عشق چیست؟ گفت :عشق تنها کلمه ای هست که ماضی و مضارع ندارد
از استاد زیست پرسیدند عشق چیست؟ گفت :عشق تنها میکروبی هست که از راه چشم وارد می شود
از استاد شیمی پرسیدند عشق چیست؟ گفت :عشق تنها اسیدی هست که درون قلب اثر می کند
از مدیر مدرسه پرسیدم عشق چیست؟گفت:
اخراج



باز آخوند با عمامه، با دروغ هاي فراوان،مي خورد از مال مردم، مي پرد بر کول مردم، کودکي تنبل به حوزه، همچو بلبل مدح و روضه، يادم آمد از فلسطين، از بلندي هاي جولان، از دلار نفت ايران، حرف هاي احمقانه، از رجايي زمانه، دور ميگشتيم ز خانه، شرع چون شمشير بران، پاره مي کرد مغزها را، بشنو اينک کودک من، از زبان تمام ميهن، مرز و بوم پاک ايران، اين رئيس جمهور نادان، کرد ويران کرد ويران .
اگه دیدی کسی محکم بهت لگد زد ناراحت نشو چون خیلی توپی
باز باران بي ترانه *** گريه هايم عاشقانه *** مي خورد بر سقف قلبم *** ياد ايام تو داشتن *** مي زند سيلي به صورت *** باورت شايد نباشد *** مرده است قلبم ز دستت *** فكر آنكه با تو بودم *** با تو بودم شاد بودم *** توي دشت آن نگاهت *** گم شدن در خاطراتت
پرسوز ترین گدازه از عشق بگیر
درهرنفسی که می تپی ای دل من
یادت نرود ، اجازه از عشق بگیر
به تـــــــو ای غنچــه نــاز ღ
به تـــــــو ای محـــــرم راز ღ
به تـــــو ای رهزن جـــــان و دل من ღ
به تــــــو ای هستــــی من ،هستــــی من ღ
ღღبه تـــو می اندیشـــــمღღ
به تــو ای عشـــق من ،ای امــیدم ღ
به تـــــو ای مـــاه من ،ای خورشیــــدم ღ
به تـــو ای مـــونس درد و رنجــــم ღ
به تــو ای چشم و چراغ قلبــم ღ
ღღبه تـــو می اندیشـــــمღღ
به تـــو و خـــاطـــــره ات ღ
به تـــو ای برده مــــرا از خـــاطر ღ
به تـــو ای خواب و خیـــــالم از تو ღ
به تــــو ای از دل زارم غافـــل ღ
ღღبه تـــو می اندیشـــــمღღ
به تـــو ای آنکه در آغــــوش نگاری هستـــــی ღ
به تـــو ای آنکه زعشـــــق دیگری سر مستــــی ღ
به تـــوای رفته دگر از دستــــم ღ
به تــو ای آنکه زدامت مستـــم ღ
ღღبه تـــو می اندیشـــــمღღ
ღღاونی که می خواستم دلمو شکست و به پای یک عشق جدید نشست و
چشم روی ارزوم همیشه بستو، پشته مه پنجره مون رها شدღღ
ღ اونی که می خواستم مثل اشک چکیدو
تو طول راه باز یه کسی رو دیدوღღ
ღ به آرزوش انگار دیگه رسیدو
به خاطر هیچی ازم جدا شدღღ
اونی که می خواستم ღღღ اونی که می خواستم
ღღ منو تنها گذاشت رفت ღღ
اونی که می خواستم دل ازم بریدو
بین گلا یه گل تازه چیدوღღ
ღبه اونی که دلش می خواست رسیدو
با غم و غصه منو آشنا کردღღ
ღاونی که می خواستم منو برد بهشت و
اسم منو رو سر درش نوشت وღღ
بهونه کرد بازی سرنوشت و
تو شهر رویاهام منو رها کردღღ
اونی که می خواستم منو برد از یاد و
رفت پیش او ن کس که دلش می خوادوღღ
زد زیر عشقش که یادش نیادو
مثل همه ادما بی وفا شدღღ
اونی که می خواستم
چرا تنهام گذاشت رفت......؟؟ ღღ
یادمان باشد...........
یادمان باشد، اگر شاخه گلی را چیدیم
وقت پرپر شدنش سوزو نوایی نکنیم
پره پروانه شکستن هنر انسان نیست
گر شکستیم زغفلت،منو مایی نکنیم
یادمان باشد ، سرسجاده ی عشق
جز برای دل محبوب ، دعایی نکنیم
یادمان باشد ،اگر خاطرمان تنها شد
طلب عشق زهر بی سرو پایی نکنیم
ღღ به همین سادگی رفتی بی خداحافظ عزیزم
سهم تو شد روز تازه سهم من اشک که بریزم
به همین سادگی کم شد عمر گل بوته تو دستم ღღ
گله از تو نیست می دونم خودم این و از تو خواستم
ღღ به جون ستاره هامون تو عزیز تر از چشامی
هر جا هستی خوب و خوش باش تا ابد بغض صدامی
تو رو محض لحظه ها مون نشه باورت یه وقتی ღღ
که دوستت ندارم اینو به خدا گفتم به سختی
ღღ من اگه دوستت نداشتم پای غم هات نمی موندم
واست این همه ترانه از ته دل نمی خوندم
اگه گفتم برو خوبم واسه این بود که می دیدم ღღ
داری آب می شی میمیری اینو از همه شنیدم
دارم از دوریت میمیرم تا کنار من نسوزی ღღ
از دلم نمیری عمرم نفسامی که هنوزی
تو رو محض خیره هامون که نفس نفس خدا شد ღღ
از همون لحظه که رفتی روحم از تنم جدا شد
ღღ تو که تنها نمونی منه تنها رو دعا کن
خاطراتمو نگه دار اما دستامو رها کن ღღ
دست تو اول عشقه بسپارش به آخرین مرد
مردی که پشت یه دیوار واسه چشمات گریه می کرد
گریه می کرد ღღ
ღღღ دلم گرفت از این روزا از این روزای بی نشون
از این همه در به دری از گردشه چرخ زمون ღ
ღ دلم گرفت از آدما از آدمای مهربون
از این مترسکای پست از همدلای بی همزبون ღ
ღ تو هم که بی صدا شدی آهای خــــــدای آسمون
آهای خـــــدای عاشقا تویی فقط دل خوشیمون ღ
ღ آره دلم خیلی پره از غمای رنگ و وارنگ
از جمله دوسـتت دارم دروغای خیلی قشنگ ღ
ღ دلم گرفت از این روزا از آدمای مهربون
از تو که با ما نبودی از اون خـــــدای آسمون ღღღ
ღღღ اون شب و یادت میاد می گفتی پیشم می مونی
گفتی از کارایی که کرده بودی پشیمونیღ
ღ گفتی وجود ناز تو تموم دنیای منه
اسم قشنگت اوله تمومه شعرای منهღ
ولی گذاشتی رفتی و منو سپردی به خـــــــــدا ღღღ
ღرفتی و گفتی بهتره قلبا باشن از هم جدا
گفتم نرو که رفتنت به قیمته مرگ منهღ
ღღღ گفتی دلت جای دیگه است این آخرین حرف منه
رفتی و از رفتن تو یه ردپا رو دل به جاستღ
ღ خنده و شادی مال تو غصه ی این دل مال ما
بگو کی بود که سر زده مهمون چشمای تو شدღ
منو کنار زد و خودش تمومه دنیای تو شد ღღღ
ღخوب میدونم یه روز میایی به حالت پشیمونی
ღღღ میایی پیشم بهم می گی از کرده هات پشیمونی
بگو چی شد که قلـــــبت خالی شد از حضورمღღ
ღღبگو باهات چی کردم که می شکنی غرورم
بگو چی بود گناه ام چی بوده اشتباه امღღ
ღღکه اینجوری گذشتی از من و از نگاه ام
کاشکی دلت سنگ نبود دلم برا تنگ نبودღღ
ღღکاشکی توی قلـــــــب تو انقده نیرنگ نبود
کاشکی منم بد بودم چون عاشــــقی سرد بودمღღ
ღღکاشکی توی عاشــــقی مثل تو نامرد بودم
ღچه زیباست پاییزی را که تو بهارش کردی تو بهترین هدیه خــــــداونــد به من هستــــــــــــــی پس برایم بمان و بدان که تا ابد عــاشـــــقانه دوســــتت دارمღ
منو نشناختی و رفتی ღ ღ قاب عشقمو شکستی
اگه قابلت نبودم پس چرا با من نشستی ღ ღ
ღ من که پر زدم تو رویا ღ ღ از همه دربه دری ها
ღ ღ تو بدون دلم گرفته از تو و ناباوریها ت
تو بزار همه بدونن من یه عاشق دیوونم ღ ღ
ღ ღ واسه پیدا کردن تو چه روزایی می گذرونم
از تو و خاطراتت مونده عکسی از نگاهت ღ ღ
ღ ღ که به روش نوشته بودی تو رو تا ابد می خوامت
بدون این و ای ستاره تو رو می بینم دوباره ღ ღ
ღ ღ این و می گم تا بدونی که دلم هواتو داره

ღ ღ توی کو چه های خلوت راهی عشق تو بودم
راهی ترانه هایی که برای تو سرودم ღ ღ
ღ ღ زیر لب می خوندم آروم تک تک ترانه هاتو
به امیدی که دوباره می شنوم بازم صداتو ღ ღ
ღ ღ ولی هر چی انتظار کشیدم نیومدی
هر چقدر تو کوچه ها قدم زدم نیومدی ღ ღ
ღ ღ همه ی ترانه ها توی گریه گم شدن
زیر پام خیس شد از اشکام تو بازم نیومدی ღ ღ
ღ ღ به خودم می گفتم هر جا که باشی میایی سراغم
آخه گفته بودی جز تو هیچ کسی رو دوست ندارم ღ ღ
ღ ღ باورم نمی شد از من ببری واسه همیشه
آخه گفته بودی عشقت توی جونم کرده ریشه ღ ღ
ღ ღ گفتم آخه مگه می شه تو به یاد من نباشی
مگه می شه که بخوای تو بری و ازم جداشی ღ ღ
ღ ღ تا کی می خوای ردم کنی پیش همه بدم کنی
می خوای که از عشق خودت رسوای عالمم کنی ღ ღ
ღ ღ حالم خراب و داغونه بی مهریات فراونه
اگه منو نخوای دیگه نفس برام نمی مونه ღ ღ
ღ ღ گریه هامو نمی بینی غصه هامو نمی دونی
فریاد قلب زخمی مو از تو چشام نمی خونی ღ ღ
ღ ღ فرقی برات نمی کنه که من بمونم یا برم
حتی دلت نمی سوزه که پیش چشمات بمیرم ღ ღ
ღ ღ انقده دل شکسته ام از این زمونه خسته ام
تو از پیشم رفتی و من هنوز به پات نشسته امღ ღ
«---- (¯`.ღتنــــــــهاღ.´¯) «
ღღღ اون که یه وقتی تنها کسم بودღ
تنها پناهه دله بی کسم بودღ
تنهام گذاشت رفت ، رفت از کنارمღ
از درد دوریش من بی قرارمღ
خیال می کردم پیشم میمونهღ
ترانه ی عشق واسم می خونهღ
خیال می کردم یه هم زبونهღ
نمی دونستم نا مهربونهღ
با اینکه رفته اما هنوزمღ
از داغ عشقش دارم می سوزمღ
فکر و خیالش همش با ها مهღ
هر جا که میرم جلو چشامهღ
دلم می خواد تا دووم بیارمღ
رو درد دوریش مرحم بزارمღ
اما نمی شه راهی ندارمღ
نمی تونم من طاقت بیارمღღღ
.gif)
ღ لحظه ی وداع مون اون روز تماشایی بود ღ
ღ تو سکوت هر دو فریاد، بی فردایی بود ღ
ღ آه سینه سوز تو هق هق گریه های من ღ
ღ لحظه ی سرودن سرود تنهایی بود ღ
ღ بغض راه نفسم رو بسته بود ღ
ღ بین ما پرده ی اشک نشسته بود ღ
ღ جمله ی هر گز فراموشم نکن تو گلوم شکسته بود ღ
ღ یادمه خوب یادمه واسه آخرین نگاه ღ
ღ واسه آخرین کلام گریه فرصت نمی داد ღ
ღ